|
-
بهش میگم: چرا هرچی دیوونه است
میخوره به تور من...
-
میگه: خوب چون تو دیوونه هارو جذب
میکنی...یه جوری خودتم دیوونه ای..
از
استدلالش خندم میگیره،شخصیت جالبی داره خیلی جالب ... زیاد حرف
نمیزنه...آرومه...وقتی به آدم نگاه میکنه انگار جلوش سخت ترین مساله ی دنیارو گذاشتن...جدن
نگاهش همونطوره....بعد که ازش میپرسم به چی فکر میکنی؟
میگه:
به هیچی... منو نمیشناسی من به هیچی فکر نمیکنم...
دوست
دارم شبیه اش باشم...نمیشناسمش....اما دوست دارم شبیه اش بشم...
دوباره
داستان "پل ها" رو میخونم...دوستش دارم حس خوبی بهم میده خیلی خوب...کمکم
میکنه فکر نکنم...سوالهای زیادی توی ذهنمه خیلی زیاد.... جواب هیچ کدوم رو هم
نمیدونم...ندانستن هم دردیه بزرگ...بعضی از سوالها همیشه سوالن تا وقتی که آدم
بمیره...اونوقت همه چیز روشن میشه....روشن روشن عین صبح صادق...یعنی
امیدوارم....آخه دلم رو به همون یک چیز خوش کردم....اگر روشن نشد هم به
جهنم...کاری از دستم برنمیاد... از فکر کردن که خسته میشم دلم هوس درختها رو
میکنه... درختها با وفا هستن.....مهربون...محکم.....درخت که نمیتونم بیارم توی این
اتاق دوازده متری...اما یک گلدان حسنی یوسف آوردم...عجیب همدم منه...عاقله...و
زیبا....خیلی زیبا....سه روز یک بار باید یک نصفه لیوان بهش آب بدم، احمقم
....همین یک کار ساده رو هم یادم میره...حواسم کجاست نمیدونم...
باید
برم کمی زندگی کنم...بسه فکر کردن...باید برم یک جایی آب هویچ بخورم....جایی که
مهروزارت بهداشت نداشته باشه اما صاحبش به زندگی امیدوار باشه....باید برم
قبرستان....قبرستان شهر خودم...زیر همان درخت گردو...همونجایی که آخرین بار شش سال
پیش رفتم، درست تابستان شش سال پیش، وقتی مادر بزرگم رو خاک میکردیم و من چقدر اشک
ریختم...حالم از اشک ریختن هم بهم میخوره... باید برم ...البته آنجا الان پر از
برفه،شاید هم همین پارک چمران با یک کیسه
خیار و نارنگی...اگرهم نشد همینجا توی دنیای دوازده متری خودم یک بسته کرانچی میخورم،اما قول میدم به هیچی فکر
نکنم...
از
ته دل:
دارم
فکر میکنم حالا واجبه تو این همه آدم تو دنیا من بدونم که برای اینکه یه تیر هفت
متری تحت لنگر 16 تنی دچار پیچش نشه باید
6 تا میلگرد 16 به فاصله بیست سانتی متر توش قرار بگیره....نه واقعا واجبه منم
اینو بدونم...اونم درست تو این حس و حال هوای بهاری؟؟؟؟؟
راستی
امسال جای محسن تنابنده خیلی خالی بود تو تلوزیون،هیچ برنامه ای از تلوزیونو نگاه
نکردم...یکی از جذاب ترین مردها و بازیگراییه که دیدم...وای باید برم هفت دقیقه تا
پاییزو ببینم اینجوری نمیشه...
فونتم بزرگ شده کوچیک نمیشه به من چه اصلا
|